دستِ دعای ما که به استجابتِ آرزوی دیرین نرسید , خیالِ آن نگاهِ دو چشمتان , تتمه ی زندگی ِ به جا نمانده است هنوز ....
پی نوشت اهورایی :
چگونه دم توانم زد در این دریای بی پایان
که درد عاشقان آنجا بجز شیون نمی دانم
- عطار -
پنداری جا مانده ام میان تو و بودنت , خواستن و نبودنت , میان آن نمی دانم کجای تاریخ زندگیت , لابه لای مه گیر گذشتنت , پنداری دور مانده ام از روزگاری که باید می بود و نیست ...
پی نوشت اهورایی :
بیا ای خسته خاطر دوست
ای مانند من دلکنده و غمگین
من اینجا بس دلم تنگ است
- اخوان ثالث -