تبليغاتX
کافه گپ - زنـدگـی می بـایـدت انـدر نبــرد


من از زمین چیزی نخواهم گفت

که سردابِ بی روح و ماشینی اش

گریبانِ روح های اهورایی را گرفته است

من از تراوشات ِذهن ِ تب دار ِ

یک انسانِ گیج نخواهم گفت

که من

از اندیشه ی والای یک

دل ِدرد شناس ،

از تفکرات یک نگاه ژرف ،

از عمق یک حس ناب خواهم گفت ،

که اگر چه پای بر زمین ،

اما دل در آسمان دارد .

من از اعجاز ستاره خواهم گفت

که سپیدی ِ دورش

هرشب و هر روز

امیدی است و نویدی

بر دلهای ِ سیالی که

شبانه های ِ غلیظ ،

چشم بر حضور پاکشان می دوزند

و رمز ِ این راز ِ سر به مُهر را

هر شب ،

در گنجینه ی خویش

مروری می کنند

که هنوز هم

ستاره ایی هست ،

اعجازی هست ،

آسمانی هست .

من از بی نهایت آسمان خواهم گفت

که هیچ ذهن ِ کودنی

بر سیطره ی پهن دشتش

راه نمی یابد ،

جز آنکه

سر از زیر بر آرد و بر بالا بنگرد .

من از خورشید خواهم گفت

که هنوز هم سالهاست

بی آنکه چیزی بگیرد

نو را و روشنایی را

با زرّین بال ِ پهن ِ خویش

بر مستمند و مُتموّل 

تقسیم می کند .

من از ابر خواهم گفت

که با هر غرش ِ پُرش

تشنه ای را سیراب می کند .

من از جوانه خواهم گفت

که توان ِ سر برافراشتن

از تلّ ِ خاکی سخت را دارد .

من از رستن خواهم گفت

از روئیدن ،

از بلند شدن ،

از ایستادن ،

از بالیدن ،

از بالا رفتن ،

عروج کردن ،

رهایی یافتن ،

آسمانی شدن .

من از

ماندن و سکون

نشستن و کشتن

دویدن و نرسیدن

هرگز سخن نخواهم راند .

آری

من از زندگی خواهم گفت

نه از زنده ماندن ....



پی نوشت اهورایی :

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور

و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان !! 




+ نوشته شده در شنبه سوم دی 1390ساعت 19:51  توسط کافه گپ  |